new address
-
تاریخ: 1395/8/20 ساعت: 5:39
https://ss67ss.blogfa.com
دنیای جدید من
-
تاریخ: 1395/8/12 ساعت: 6:44
سلام من جدیدم خیلی پس از یه اتاق خیلی عجیب مجبور شدم وبلاگ 6-7 سالم رو حذف کنم. خیلی خاطره و نوشته داشتم. خیلی برام سخت بود، اما چاره دیگه ای نداشتم دوباره ساختمش و یه دنیای جدید به من سر بزنید. من آدم جدیدیم
377
-
تاریخ: 1395/8/12 ساعت: 6:43
377 تا پست در وبلاگ قبلی... خوبه یه بک آپ ازش دارم. دلم براش تنگ میشه خب باید از نو بسازم. کلا من از نو ساختن رو خوب بلدم میسازم. اما دنبال وبلاگهایی هستم که باهاشون لینک شده بودم...
6 صبح
-
تاریخ: 1395/8/12 ساعت: 6:43
دیروز که 6 صبح داشتم آماده میشدم برم سرکار یهو تلن زنگ خورد تا برسم به گوشی دلم زار راه رفت، داداشم بود با صدای خیلی درآلود و گفت بیا منو ببر بیمارستان حالم بده بدو بدو فقط شال سرم کردم و کیف برداشتم که با سروصدا مامان و بابا هم بیدار شدن و بهشون خبر دادم و همه با هم رفتیم، من رفتم سرکار و مامان و ب...
بازی دو نفره
-
تاریخ: 1395/7/25 ساعت: 4:51
یه بازی دو نفره مسخره ای من و امیرعلی شروع کردیم مسخره و مضحک که اون جدی گرفته و من کاملا بازی کدوممون واقعی هستیم و چی واقعیته نمیدونم
خانمی یا دلقکی
-
تاریخ: 1395/7/25 ساعت: 4:51
13 روزی هست که ناخن کاشتم از این کارم خوشحالم. یه حس مسخره دخترونه لوس و لوندی خاصی داره دلم میخواد مژه هم بکارم. امروز تو آینه هی صورتمو چپ و راست کردم و بینی رو بالا پایین، داشتم بینیمو عمل کرده فرض میکردم، مسلما بعد از عمل چیزی نمیمونه رو صورتم. اخه خیلی کوچیکه به پروتز لب هم فکر کردم، اصن خیلی م...
پستهای مکرر
-
تاریخ: 1395/7/25 ساعت: 4:51
پشت هم پست گذاشتنها یعنی کلی حرف دارم امروز روز اول کاریم بود. هی خوبه شکر دوشنبه مامان اینا پرواز دارن میرن مالزی، یه هفته تنهای تنها. اخییییی غرق در تنهایی خودم. با پدرجان هم اتمام حجت کردم که خونه کسی هم نمیرم. شبایی که محمد هست که تنها نیستم، شبایی که شیفت داره مشکلی نیست، رد میشه حوصله جواب داد...
اينجا با من
-
تاریخ: 1395/7/21 ساعت: 3:03
اسم وبلاگمه منِ واقعي چيزي رو مينويسم كه جايي نميتونم بگم يا بنويسم اينجا تنهايي من و اتاق مغز منه پس ازادم از هركسي بنويسم مرسي كه مياي و ميخوني، اما نذار خودسانسور بشم، اينجا خودمو خالي ميكنم تشكر
خاطره بازي هاي دردناك
-
تاریخ: 1395/7/17 ساعت: 12:28
يكي.دو شبه با منا از خاطره هاي عشقي ميگيم كه ...xa0 انگار از اين درد ياداوري لذت ميبريم، ساعتها حرف ميزنيم با اشك اما خنده هاي از لذت ياداوري. ياداوري لحظات شيرين كه وقتي تعريف ميكنيم هنوز لحظه هاش قابل دركه! انگار اين خودازاري رو دوست داريم شايد اين دردهاي غيرقابل تحملم بخاطر همون باشه، ٤تا ژلوفن خ...
خط محرم
-
تاریخ: 1395/7/17 ساعت: 12:28
يكي از همون خطهاي زندگي من ، محرمه، محرمي كه خط به خطش اونه... از محرم متنفرم ساعت به ساعتش نت فالش عشق بيهوده رو داره برام بخصوص شب عاشورا، شبي كه با ديدن پسري به نام حسين، باعث تمام اين ماجراهاي من شد. خداي من ، كاش نه حسيني بود، نه عاشورايي و نه.... خستم خيلي
اطرافیانم
-
تاریخ: 1395/7/14 ساعت: 11:29
این روزا خیلی چیزا میشنوم. از مشکلات اطرافیانم که همش مربوط میشه به رابطه های مرد و زن موضوعی که الان با اگاهی های زیاد خواه درست یا نادرست باعث بوجود اومدن کلی مشکلات شده. دختری که پدر بدون علت رضایت به ازدواج نمیده، دختری که 8 سال به پای عشقش مونده حالا با ورود یه عاشق سینه چاک دست و پاش لرزیده، پ...
من، گرافیست منتخب
-
تاریخ: 1395/7/9 ساعت: 22:20
امروز رفتم تهران و کتابم رو گرفتم خب موفقیت خوبی بود برام. ولی خوشحال نیستم، یعنی اصن راضی نیستم از این موضوع دیشب یه ایده به ذهنم رسید با خواهری و دخترخاله ها درموردش خیلی بحث کردیم و برای اجرایی شدنش کلی نقشه کشیدیم. و من امروز تحقیقاتم رو انجام دادم و دیدم این کار قبلا انجام شده و چیز جدیدی نیست....
تنهاییم
-
تاریخ: 1395/7/9 ساعت: 22:20
دوسش دارم. الان تنهاییمو خیلی دوست دارم این آرامشی که در تنهایی هست خیلی خوبه. همه دنیام مال منه البته، البوم بی گزند چاوشی هم خیلی دوست دارم. خیییییلییییی. مخصوصا اونجاش که میگه امیر بی گزندی تو.. یه التماس خوبی داره خلاصه با همه بدبختیهایی که الان دارم ولی این تنهاییمو دوست دارم. این دنیای بزرگم و...
خطهاي زندگيم
-
تاریخ: 1395/7/9 ساعت: 2:27
شايد زندگي من مثل يه دفتر نت باشه، اما نه با ٥ خط! شايد ١٠، شايدم١٥ خط اما ميدونم كليد اول و اخرش احساس منه، و خط به خطش.... اون! كسيكه تا هميشه فكر ميكنم تو ذهنم نيس، اما كافيه يكي بچي بگه، سريع: اره من و اون هم اينجور بوديم. اره اون اينجوري ميگفت. اره اونم اينا رو دوست داشت. اره اون.... خلاصه همه ...
کنسل
-
تاریخ: 1395/7/5 ساعت: 23:19
دیروز با ریحانه رفتیم پارک آب و آتش برای تحقیق مکان نمایشگاه. کنسل کردیم جای بسی بیخود، تایم خیلی بیخودتر و زمان بیخود وسط دل محرم. ماهم کنسل کردیم که ضرر نکنیم بازم باید بفتم دنبال کار. اه چرا این روزا نمیگذره. چرا هیچی درست نمیشه، چرا اینجوری شده. اااااااه خسته شدم
طعم شبهام
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 12:34
این شبا کارم شده بعد از شام و ظرف شستن، بیام بالا تو اتاقم روی تختم به پهلو ولو بشم و طوریکه دستم زیر سرمه و به آرنجم تکیه دادم حدود 1 ساعت به روبرو خیره بشم. نمیدونم به چی فکر میکنم و چیا از ذهنم میگذره، فقط میدونم بعد از اون تایم زیاد که دستم خواب میره و به خودم میام که تکونی بخورم میبینم صورتم از...
روزهای بیکاری
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 12:34
این روزای من که روزای بیکاری منه٬ همش به فکر و غصه گذشت و البته دنبال کار هم بودم دیشب تصمیم گرفتم حالا که داره این روزای طلایی من میگذره و من تقریبا خیلی بیکارم،با چیزای مفید پر کنم، مثل: کتاب خوندن، نقاشی کردن، کارای هنری کردن و فروش همون دست سازهام فردا دارم با منا میرم جنکل دیورش و کلی خوشحالم ن...