دیشب تصمیم گرفتم حالا که داره این روزای طلایی من میگذره و من تقریبا خیلی بیکارم،با چیزای مفید پر کنم، مثل:
کتاب خوندن، نقاشی کردن، کارای هنری کردن و فروش همون دست سازهام
فردا دارم با منا میرم جنکل دیورش و کلی خوشحالم
نمیگم از غصم کم شده،نه، اما عادت کردم و تصمیم گرفتم که یکم شاد بشم، چون بشدت داره بهم فشار میاد
دنیا گرده و زود و تند هم میچرخه، یروز بالام یروز پایین. الان که این پایین زیر این همه فشار دارم له میشم باید خودمو اماده روزای خوب بکنم، پس... میخونم و تمرین میکنم برای روزای خوب
شاید اینجوری حالمم بهتر شد و درد گلوم از بغض همیشگی کمتر شد
برچسب: روزهای بیکاری,پاتوق روزهای بیکاری,
نویسنده: باربد حسینی