
سلام من جدیدم خیلی پس از یه اتاق خیلی عجیب مجبور شدم وبلاگ 6-7 سالم رو حذف کنم. خیلی خاطره و نوشته داشتم. خیلی برام سخت بود، اما چاره دیگه ای نداشتم دوباره ساختمش و یه دنیای جدید به من سر بزنید. من آدم جدیدیم...
ادامه مطلب
یه بازی دو نفره مسخره ای من و امیرعلی شروع کردیم مسخره و مضحک که اون جدی گرفته و من کاملا بازی کدوممون واقعی هستیم و چی واقعیته نمیدونم...
ادامه مطلب
اسم وبلاگمه منِ واقعي چيزي رو مينويسم كه جايي نميتونم بگم يا بنويسم اينجا تنهايي من و اتاق مغز منه پس ازادم از هركسي بنويسم مرسي كه مياي و ميخوني، اما نذار خودسانسور بشم، اينجا خودمو خالي ميكنم تشكر...
ادامه مطلب
يكي.دو شبه با منا از خاطره هاي عشقي ميگيم كه ... انگار از اين درد ياداوري لذت ميبريم، ساعتها حرف ميزنيم با اشك اما خنده هاي از لذت ياداوري. ياداوري لحظات شيرين كه وقتي تعريف ميكنيم هنوز لحظه هاش قابل دركه! انگار اين خودازاري رو دوست داريم شايد اين دردهاي غيرقابل تحملم بخاطر همون باشه، ٤تا ژلوفن خوردن در يكروز و ساكت نشدن يك درد.. مسلما معني ديگه اي نداره درد روانيش واقعا براي من جسمي شد يه روزم دنيا به كام من ميشه، مطمئنم...
ادامه مطلب
امروز رفتم تهران و کتابم رو گرفتم خب موفقیت خوبی بود برام. ولی خوشحال نیستم، یعنی اصن راضی نیستم از این موضوع دیشب یه ایده به ذهنم رسید با خواهری و دخترخاله ها درموردش خیلی بحث کردیم و برای اجرایی شدنش کلی نقشه کشیدیم. و من امروز تحقیقاتم رو انجام دادم و دیدم این کار قبلا انجام شده و چیز جدیدی نیست.خلاصه که کنسل شد. البته ایده های دیگه ای هم داریم و انشالله بلخره به یچیز قانع کننده خواهیم رسید. دلم گرفته و حوصلم سر رفته ولی از اونجایی که اقساط زیادی دارم و بیکارم فعلا نمیتونم ریسک کنم و پولامو خرج کنم اما فردا بعدازظهر با منا میریم بیرون میخوایم حرف بزن...
ادامه مطلب