
یه بازی دو نفره مسخره ای من و امیرعلی شروع کردیم مسخره و مضحک که اون جدی گرفته و من کاملا بازی کدوممون واقعی هستیم و چی واقعیته نمیدونم...
ادامه مطلب
يكي.دو شبه با منا از خاطره هاي عشقي ميگيم كه ... انگار از اين درد ياداوري لذت ميبريم، ساعتها حرف ميزنيم با اشك اما خنده هاي از لذت ياداوري. ياداوري لحظات شيرين كه وقتي تعريف ميكنيم هنوز لحظه هاش قابل دركه! انگار اين خودازاري رو دوست داريم شايد اين دردهاي غيرقابل تحملم بخاطر همون باشه، ٤تا ژلوفن خوردن در يكروز و ساكت نشدن يك درد.. مسلما معني ديگه اي نداره درد روانيش واقعا براي من جسمي شد يه روزم دنيا به كام من ميشه، مطمئنم...
ادامه مطلب